دریاچه الندان و دریاچه چورت

دریاچه الندان و دریاچه چورت

سفر به دریاچه‌های مرموز و عجیب

از تهران 3 روزه

سفری 3 روزه از تهران به دریاچه الندان و دریاچه چورت که فضایی توهم انگیز و عجیب دارند

چهارشنبه صبح در فصل آبان از تهران به سمت دریاچه الندان راه افتادیم. مسیر ما تهران آغاز شد. دو ماشین بودیم و تعدادمان 8 نفر بود. مسیرمان به سمت پرديس، دماوند، فیروزکوه و سپس پل سفيد بود. از پل سفيد وارد مسیر جاده ساري شدیم. ما صبح زود یعنی ساعت 6:30 صبح راه افتاده بودیم و حدود ساعت 9:30 صبح به پل سفید رسیدیم و خیلی گرسنه شده بودیم. توی جاده فرعی یه قهوه خونه پیدا کردیم که روی مغازه‌ش نوشته بود صبحانه! با کله دویدیم به سمتش و یه املت خیلی مشتی زدیم که توی هوای سرد و مه گرفته‌ی آبان ماه خیلی بهمون چسبید. قیمتش هم خیلی مناسب بود نسبت به قیمتهای شهر. فکر کنم نفری شد 7 8 هزار تومن. 

بعد از صبحونه مه بیشتر شده بود و ما داشتیم توی پیچ و تاب جاده خوش میگذرندیم و رانندگی میکردیم. هر از گاهی یه جایی نگه میداشتیم و نفسی تازه میکردیم و از دیدن مناظر کیف میکردیم! 

برای رسیدن به الندان باید وارد بزرگراه 70 آسیا میشیدم و به سمت کیاسر میرفتیم. جاده کیاسر معمولا از بقیه جاده‌های اطراف شلوغ‌تره و باید موقع رانندگی حواستون به جاده باشه. جاده رو به سمت کیاسر ادامه دادیم و نرسیده به کیاسر وارد خروجی الندان شدیم. برای رسیدن به خود دریاچه الندان باید مسیر خاکی رو طی میکردیم. مسیر جنگلی که توی پاییز فوق العاده شده بود. 

کنار دریاچه رسیدیم و ماشینها رو پارک کردیم. قایق بادی رو باد کردیم و زدیم به دریاچه. البته از مسئول و نگهبان دریاچه اجازه گرفتیم و اون محل امن برای قایق سواری رو بهمون نشون داد. به خاطر سرما خیلی اطراف دریاچه خلوت بود که البته بعد از اینکه خورشید درست و حسابی در اومد بالا هوا هم خیلی بهتر شد و دو سه تا ماشین دیگه آدم اومد. ولی بازم خیلی اطراف دریاچه خلوت بود. 

خلاصه که آتیش درست کردیم و جوجه خوردیم برای ناهار. همون کنار دریاچه کمپ کردیم و شب رو همونجا موندیم. البته با نگهبانی هماهنگ بودیم که بدونه ما شب اونجاییم والبته جمعیتمون هم زیاد بود. واسه همین ترسی از دزد و سارق و اینا نداشتیم. چادرها رو آوردیم کنار ماشین و با ماشین حایلشون کردیم. آتیش کوچیکی که کنارمون بود رو تقریبا خاموش کردیم و خوابیدیم. فقط باید توجه داشت که اون اطراف دریاچه الندان اصلا مغازه‌ای که بشه چیزی ازش خرید نبود. ما تمام وسایلمون رو از قبل خریده بودیم. 

صبح زود بیدار شدیم و بعد از خوردن صبحونه کنار دریاچه، به سمت دریاچه چورت حرکت کردیم. از الندان تا روستای چورت روی نقشه یک ساعت بیشتر راه نبود. اما ما چون خوشحال و آروم میرفتیم بیشتر برامون طول کشید توی روستای چورت از قبل با یه نفر که خونه اجاره میداد هماهنگ کرده بودیم. رفتیم و مستقیم توی یه خونه روستایی که بالکن خیلی بزرگی داشت و ویوی خیلی جالبی به روستای چورت داشت ساکن شدیم. خونه خیلی تمیز بود و محل اقامت خود همون شخصی بود که بهمون اجاره داد. بعد از کمی استراحت با یکی که نیسان داشت و از اهالی همون روستا بود هماهنگ کردیم که ما رو با خودش ببره به سمت دریاچه چورت. 

8 نفر سوار وانت نیسان شدیم و همه رفتیم روی بار نشستیم. مسیر به خاطر بارون طوری بود که اصلا نمیشد با ماشین شخصی رفت یا حداقل به خطرش نمیرزید. روی بار خیلی بهمون خوش گذشت و گرچه که خیلی راحت نبود! حدود نیم ساعت بعد رسیدیم به نزدیکی دریاچه. بارمون رو خالی کردیم و بقیه راه رو حدود 15 دقیقه پیاده رفتیم از دل جنگل تا به به خود دریاچه چورت رسیدیم. از اونجایی که موبایل آنتن نمیداد قرار گذاشتیم که راننده نیسان ساعت 4 بعد از ظهر بیاد همونجایی که پیاده شدیم و دوباره برمون گردونه. 
اطراف دریاچه چورت خیلی دیدنی و تماشایی و وهم آلود بود. درختهای شکسته توی دریاچه، گاوهای رها کنار دریاچه، درخت‌های تو در تو و یه سری ماشین آفرود که تا لب خود دریاچه اومده بودن. همونجا ناهار رو خوردیم و طبیعت گردی کردیم و عکاسی کردیم. ساعت 4 توی محل قرارمون بودیم و دوباره توی دم دمای غروب به سمت روستای چورت راه افتادیم. اگر هوا یکم تاریکتر میشد پیدا کردن راهمون تا نیسان یکم سخت میشد. 

شب هوا خیلی سرد شد و ما توی خونه روستایی موندیم و خستگی در کردیم و خوشحالی کردیم! 

صبح روز بعد با خیال راحت صبحونه خوردیم و ساعت حدود 11 خونه رو تحویل دادیم و به سمت تهران راه افتادیم. توی راه برگشت ساعت حدود 2 بعدازظهر توی یه رستوران که از طریق فوراسکور پیداش کرده بودیم ناهار زدیم و عصر روی جمعه به تهران رسیدم.

 - thumbnail
 - thumbnail

نظرات کاربران